تبليغاتX
فقط انزلیonly anzali
واژه نامه نوروزی 
۱- چهارشنبه سوري: فرصتي بسيار مناسب براي افرادي كه زياد مايل نيستند بهار سال آينده را مشاهده كنند. اتفاقي كه در آخرين سه شنبه سال مي افتد، اما معلوم نيست به چه دليلي به جاي سه شنبه سوري به آن چهارشنبه سوري مي گويند. نام يك فيلم كه موضوع آن هيچ ربطي به نام فيلم ندارد!

۲- خانه تكاني: تكان خوردن خانه، نوعي زلزله بدون خسارت جاني كه البته در برخي موارد همراه با خسارتهاي شديد مالي (از جمله تعويض مبلمان، پرده ها، تلويزيون و...) مي باشد، نام يك نوع ورزش كه در آن مردان "كوزت"وار اقدام به شست و شوي شيشه منازل و تميز كردن خانه مي كنند.
توضيح مرتبط:اي كاش به جاي اين همه خانه تكاني كمي هم به خانه دلمان تكاني مي داديم...

۳- خريد نوروزي: روزهاي كشيدن چك، روزهاي حسرت كشيدن پشت ويترين مغازه ها، روز" بابا من اينو مي خوام "،"بابا من اونو مي خوام"، روز درك معني فاصله طبقاتي به كمك تك تك سلولهاي بدن.

۴- جلو كشيدن ساعت: سنتي قديمي كه با توجه به روي كار آمدن دولت جديد... ببخشيد با توجه به تحقيقات بعمل آمده جديد، كنار گذاشته شد. عملي كه از 15 سال پيش با هدف صرفه جويي در مصرف برق انجام مي گرفت اما امروزه برخي محققان، دريافته اند كه اين عمل هيچ تأثيري دركاهش مصرف برق ندارد و مردم كشورمان هم در اين 15 سال سر كار بوده اند و الكي هي ساعتها را جلو و عقب مي كشيده اند!

۵- مسافرت نوروزي: ترفندي براي جيم شدن از دست مهمانان نوروزي. فرصتي طلايي براي مأموران راهنمايي و رانندگي... البته نه براي جريمه كردن بلكه براي ارشاد رانندگان خطاكار!

۶-روبوسي: سخت ترين جاي ديد و بازديد. معمولاً بعد از دست دادن انجام مي گيرد.
يك خواهش مرتبط: لطفاً در طول تعطيلات نوروزي از خوردن پياز و سير جداً خودداري كنيد.

۷- عيدي: انگيزه اصلي براي رفتن به خانه اقوام. دادنش برخلاف گرفتنش بسيار سخت است. معياري مناسب براي سنجش اين كه هر فرد چقدر دوستتان دارد.(يادآوري:اين مطلب طنز است!)

۸- رژيم غذايي: احتمالاً در طول تعطيلات نوروز كلاً بي خيال اين مورد شده ايد، موردي كه هم گرفتنش در طول تعطيلات باعث پشيماني است و هم نگرفتنش!

۹- برنامه هاي نوروزي تلويزيون: يك سريال عشقولانه كه در طي سيزده، چهارده قسمت در آن جواني بي"وفا" (كه تريپ صحبت كردنش اصلاً به تقليد از"محمد رضا فروتن" نيست) سعي مي كند "وفا"دار شود. يك عالمه فيلم سينمايي شامل 3 تا ماتريكس، يك دونه مرد عنكبوتي و... همچنين پخش جومانجي براي هزارمين بار.

۱۰- سيزده به در: روزي كه جماعت از خانه هايشان به مقصد كوه، دشت و بيابان خارج مي شوند. روز طلايي دزدان. روزي كه به جنگل مي رويم و در آنجا آشغال مي ريزيم، شاخه هاي درختان را مي شكنيم و طبيعت را از بين مي بريم. شايد به همين علت در تقويم، نام سيزده به در را "روز طبيعت" گذاشته اند.

۱۱- چهارده فروردين: يكي از روزهاي سخت سال. روزي كه پس از 20 روز خوردن و خوابيدن مجبوري دوباره صبح زود از خواب بيدارشوي...

۱۲- روزهاي بعد از تعطيلات: زمان پاس كردن چكها(براي كارمندان محترم)، نشستن پاي لرز بعد از خوردن آجيل (اين روزها علاوه بر خوردن خربزه خوردن خيلي چيزها باعث لرزش پا مي شود!) روزهاي سختي كه بايد ناخواسته خوردن شيريني و ميوه را ترك كنيد. روزهايي كه قبض تلفن و موبايل (مخصوصاً SMS آن) منجر به بلند شدن دود از سر شما خواهند شد.
|+|
نوشته شده توسط حسام در سه شنبه 1386/01/07 و ساعت 6:32 بعد از ظهر
مصاحبه با خواننده ی زن ایرانی فیلم 300 

خواننده ايرانی فیلم 300: "فیلم را جدی نگیرید"

اعظم علی خواننده ایرانی که آواز فیلم جنجال برانگیز 300 را خوانده است، در روزهای اخیر متنی بر روی وبسایتش منتشر کرده که از دلایل خود برای مشارکت در تولید این فیلم - که با اعتراض بسیاری از ایرانیان روبرو شده - سخن گفته است. خانم اعظم علی می گوید که با وجود آن که ناراحتی ایرانیان را درک می کند اما معتقد است که آنها برای شناساندن فرهنگ خود به دیگران گام های چندان موثری برنداشته اند. گفتگویی با اعظم علی خواننده ایرانی مقیم لس آنجلس انجام دادیم که در زیر می خوانید:

مختصری از زندگی و کارتان برای ما بگویید.

من در تهران به دنیا آمدم و از چهارسالگی مادرم من را به هندوستان فرستاد به مدت یازده سال در یک مدرسه شبانه روزی در آن کشور بودم تا اینکه در سال 1985 با مادرم به آمریکا آمدم.

بخش هایی از گفتگو با اعظم علی:

بعد از ورود به آمریکا با استاد منوچهر صادقی که شاگرد صبا بود کار موسیقی کردم و هشت سال از او تعلیم گرفتم.

بعد موسیقی کلاسیک غربی خواندم و از آنجا وارد کار موسیقی شدم. سال 1997 اولین سی دی ام را بیرون دادم. با یک کمپانی آمریکایی قرارداد بستم و هشت سی دی تاکنون از من عرضه شده است.

سبک کارتان را به سبک "نیو ایج" نزدیک می دانند، درست است؟

بله توی ایران آن را به این اسم می شناسند، من در کارهایم خیلی از موسیقی هندی استفاده می کنم با ترکیب های مختلفی موسیقی جدیدی خلق می کنم، الان یک گروه جدید هم دارم به اسم "نیاز" که با همسرم رامین ترکیان شروع کرده ام.

توی این گروه ما هم موسیقی هندی داریم هم ایرانی و هم الکترونیک و از شعرهای مولانا و یا رباعیات اردو استفاده می کنیم.

در چهار سی دی اول بیشتر از صدایم به عنوان یک ساز استفاده کرده ام و کلامی در کار نیست. به همین دلیل بود که برای برنامه های تلویزیونی و فیلم ها به من آوازخوانی پیشنهاد شد.

چطور شد که وارد کار آوازخوانی برای فیلم و تلویزیون شدید؟

من در لس آنجلس زندگی می کنم که فیلم های زیادی در آن ساخته می شوند و حدود هشت سال پیش اولین کارم را در این زمینه انجام دادم و چون همه اینجا همدیگر را می شناسند به من پیشنهاد کار در این زمینه شد.

چند تا از کارهایی را که انجام دادید را نام ببرید.

ماتریکس که همه می شناسند، قصه میلاد مسیح (The Nativity Story) که شهره آغداشلو هم در آن بازی می کند، سریال الینز و خیلی سریال های تلویزیونی دیگر.

چطور شد که برای فیلم 300 به عنوان خواننده انتخاب شدید؟

آهنگسازی که تا به حال چهار تا فیلم با او کار کرده ام، وقتی قرار شد روی فیلم 300 کار بکند پیشنهاد کرد که آوازهای فیلم را من بخوانم. من هیچ چیز در باره آن نمی دانستم....

اولین روزی که من فیلم را دیدم و صحنه هایی که قرار بود من آواز بخوانم را دیدم، خیلی جا خوردم که چرا ایرانی ها را این جوری نشان می دهند و از آهنگساز پرسیدم که این چه نوع فیلمی است و او برایم توضیح داد که این اصلا فیلم تاریخی نیست، بلکه یک فیلم فانتزی است که از روی کتاب فرانک میلر ساخته شده است.

من از او خواستم که صحنه های دیگری از فیلم را هم ببینم وقتی این صحنه ها را دیدم با این که کمی ناراحت شدم ولی دیدم این فیلم واقعا آن قدر فانتزی است که اصلا نمی شود آن را جدی گرفت نه فیلم تاریخی است و نه من این داستان را جدی گرفتم، وگرنه این کار را نمی کردم.

مثلا برای من فیلم اسکندر خیلی ناراحت کننده بود چون آن یک فیلم تاریخی بود و یا بدون دخترم هرگز که یکی از بدترین فیلم هایی است که در هالیوود در باره فرهنگ ایرانی ها ساخته شده است.

چون فکر کردم که این یک فیلم فانتزی است قبول کردم که آوازهای آن را بخوانم.

پس انتظار این همه واکنش اعتراضی ایرانی ها را نداشتید؟

نه اصلا، اگر می دانستم که خیلی از ایرانی ها از اکران این فیلم ناراحت می شوند، این کار را نمی کردم و من متاسفم که این اتفاق افتاده است.

ایرانی های دیگری هم در تولید این فیلم نقش داشتند ولی از هیچ کدام آنها صدایی در نیامد ولی من خودم یک نامه ای را منتشر کردم که از این موضوع ابراز تاسف کردم و دلایل این کار را توضیح دادم.

شما اولین بار فیلم را بصورت کامل کجا دیدید؟

من یک هفته قبل از اکران رسمی آن در پیش اکران که مخصوص سازندگان فیلم بود، فیلم را دیدم.

بعد از آن احساس نکردید که ممکن است ایرانی ها از این فیلم خوششان نیاید؟

چرا اتفاقا من به همراه همسرم رفتیم فیلم را دیدیم و بعد از آن به او گفتم که فکر می کنم این فیلم ایرانی ها را ناراحت کند.

الان که با انتقادات و اعتراضات ایرانیان مواجه شده اید، فکر می کنید اگر از این میزان اعتراضات آگاه بودید باز هم این کار را قبول می کردید؟

سوال خیلی سختی است، خب دیگر کار از کار گذشته، به نظر من حالا که این اتفاق افتاده فرصتی هست که ما ایرانی ها بتوانیم با هم صحبت کنیم. اگر قرار باشد که هویت ملی با یک فیلم فانتزی به خطر افتد نشانگر آن است که ما فقط به تاریخ مان افتخار می کنیم و نه به چیزهایی که الان داریم.

کسانی که با کارهای من در این ده سال آشنایی دارند می دانند که من خودم را به عنوان یک زن ایرانی به اینجا رسانده ام و به فرهنگمان احترام می گذارم و همیشه هم در فعالیت هایی مثل جمع آوری کمک مالی برای زنان افغانستان یا زلزله زدگان بم فعال بوده ام.

اما بعد از این فیلم ایمیل های زیادی حاوی فحش دریافت کردم که این خیلی برای من تاسف بار است.

به نظر شما در این فرصتی که برای گفتگو بین ایرانی ها پیش آمده روی چه نکاتی باید تکیه کرد؟

من در این بیست و خرده ای سال که در آمریکا زندگی می کنم متوجه شده ام که این ها اطلاعات خیلی کمی از فرهنگ ما دارند، بنابر این ما خودمان باید روی این موضوع و شناساندن فرهنگ خودمان به آنها کار کنیم.

ایراد گرفتن و انتقاد کردن کار آسانی است ولی چرا حتی یکی از این کسانی که این ایمیل های حاوی ناسزا را برای من می فرستند حتی ماه پیش که من در فیلم قصه میلاد مسیح آواز خواندم، به من ای میل نزد که بگوید: ما افتخار می کنیم که تو ایرانی هستی و داری در اینجا کار می کنی."

در حالی که ایرانی ها در آمریکا یکی از ثروتمندترین گروه ها هستند من خودم در لس آنجلس یک خانمی را می شناسم که ده سال است تلاش می کند یک مرکز فرهنگی درست کند که در آن کلاس زبان بگذارند برای نسل جدید بچه های ایرانی که فارسی بلد نیستند حرف بزنند و فرهنگ ما را معرفی کند ولی موفق نشده حمایت مالی ایرانی ها را جلب کند.

ببیند من فیلم را دیدم، در تمام صحنه هایی که از مقاومت اسپارت ها در برابر ایرانیان اسطوره سازی می شود صدای آواز شما را می شنویم، این شاید احساس خوبی به یک ایرانی ندهد، شما هم با این موضوع موافقید؟

من دقیقا این حرف را قبول دارم، چون همان طور که گفتم خودم هم که اول فیلم را دیدم همین احساس بهم دست داد.

من توی مصاحبه هایم با رسانه های آمریکایی هم برایشان توضیح می دهم که چرا ایرانی ها از اکران این فیلم احساس ناراحتی می کنند چون ایرانی ها در این فیلم یک ذره هم ماهیت انسانی ندارند.

من می خواهم همین را به ایرانی ها بگویم که چون آمریکایی ها چیزی از فرهنگ ما نمی دانند به خودشان اجازه چنین کارهایی را می دهند چون مثلا امکان نداشت که مشابه چنین فیلمی را در باره سیاه پوستان بسازند چون با اعتراضات زیادی مواجه می شدند.

ولی من می گویم که باید از حد اعتراض فراتر رفت و کاری کرد که بتوانیم فرهنگ مان را به آنها نشان بدهیم چون این اولین فیلمی نیست که ساخته شده و قبل از آن هم فیلم هایی مثل اسکندر ساخته شده بود.

آیا اعتراضات ایرانیان در روزهای اخیر به تهیه کنندگان آن هم منتقل شده است؟

من اتفاقا با چند نفر از کمپانی برادران وارنر صحبت کردم به نظر می رسد که این اعتراضات زیاد به گوش آنها نرسیده است ولی من با چند رسانه آمریکایی در باره این موضوع مصاحبه کردم.

خبرهایی از ایران شنیده می شود که بعضی از جوان ها با اس ام اس به هم خبر داده اند که می خواهند در اعتراض به فیلم در برابر دفتر سازمان ملل تجمع کنند و همین طور فیلم هم با زیر نویس در شبکه مخفی ویدئویی ایران در سطح گسترده ای توزیع شده است، شما برای این معترضان و بینندگان ایرانی فیلم چه حرفی دارید؟

من به آنها می گویم که این قدر فیلم را جدی نگیرید، چون من در وب سایت های زیادی دیدم که خیلی از ایرانی هایی که در خارج هستند هم با من هم عقیده هستند که فیلم را نباید جدی گرفت.

بعد هم کارگردان فیلم هشت سال بود که روی این پروژه کار می کرد و بطور اتفاقی در این موقعیت زمانی فیلم ساخته و اکران شده است.

کسانی را که ناراحت می شوند درک می کنم ولی من به ایرانی بودنم افتخار می کنم و از آنها عذر می خواهم. اما من وقتی صحنه های اولیه فیلم را دیدم زیاد قضیه را جدی نگرفتم حالا هم فکر می کنم باید کارهای عمیق تری برای معرفی فرهنگ مان به دیگران انجام بدهیم.

|+|
نوشته شده توسط حسام در سه شنبه 1386/01/07 و ساعت 6:30 بعد از ظهر
1386سال خوک است؛ از سال خوک چه می دانید؟ 
الاخره سگ با تمام دلهره ها و اضطراب ها و بی اعتمادیش سال را به پایان رساند و برای یک استراحت طولانی دوازده ساله ما را ترک کرد و فرصت نفس راحت کشیدن پیدا کردیم. بر مبنای گاه شماری های شرقی ها سال ۱۳۸۶ ( ۲۰۰۷ ) سال خوک است.
هرچه نگرانی در سال های های قبل بود در سال خوک جایش را به آرامش و شادی و راحتی می دهد


تقسیم دوازده تایی فقط مختص ماه های سال نیست، بلکه چینی ها و اصولا اهل نجوم و تنجیم هم سال ها را به دوره های دوازده تایی تقسیم می کنند که هر کدام را با نماد یک حیوان مشخص می کنند: موش، گاو، ببر، گربه ( از نظر مصری ها خرگوش )، اژدها، مار، اسب، بز، میمون، خروس، سگ و خوک .

این دوره ها آغاز و اوج و فرود دارند و تغییرات آنها شباهت تام و تمام با فصول دارد: آغاز سبز شدن و امید و روشنایی مثل بهار، اوج گرما و برکت مانند تابستان، فرود نرم و آهسته چون پاییز و سرمایی که در دل آن زندگی برای آغازی دوباره خود را آماده می کند همانند زمستان.

خوک آخرین حلقه دوازده گانه سال هاست و در بطن خود زندگی دوباره با تمام شور و شرش را دارد. هرچه تلخی و نگرانی و اضطراب در سال های بز و میمون و خروس و سگ وجود داشت در سال خوک جایش را به آرامش و شادی و راحتی می دهد.

از نظر طالع بینی چینی سال خوک بهترین سال برای تمام مردم دنیاست چون در این سال کار فراوان برای همه وجود دارد و گردش پول عادلانه خواهد بود.

سالی که از دست گرفتاری های سیاسی و اداری می توان نفسی به راحتی کشید. سالی که برای روشنفکران و اهل حساب و کتاب به یک اندازه خوب است. یعنی سال تعادل و تناسب.

از نظر طالع بينی چينی، در این سال خیانت ها و بی اعتمادی ها بسیار کم خواهد بود. سال صلح طلبی عمیق، سالی که دعوا و اقامه دعوا در مراجع ذیصلاح جای بحث های تند و دعوا و جنگ را می گیرد.

سالی که ادبیات بر تارک آن خواهد درخشید و نویسندگان و شعرا به دور از دغدغه های رایج به موفقیت های چشمگیری نائل خواهند شد.

بچه هایی که در بهار و تابستان سال خوک متولد می شوند در رفاه و آسودگی زندگی خواهند کرد.

البته به دلیل سادگی بیش از حد خوک امکان زودباوری، فریب خوردن و نومیدی هم وجود دارد.

از بدی های سال خوک این است که افراد از هم دیگر تقاضای کمک کمتری می کنند و احتمالا آسیب بیشتری می بینند.

تاثیر علامت خوک بر نمادهای حیوانی دوازده گانه

نه تنها سال خوک، بلکه تمام علایم دوازده گانه برای متولدین همه ماه ها تاثیرات یکسانی ندارند.

متولدین سال موش ( ۱۳۱۵، ۱۳۲۷، ۱۳۳۹، ۱۳۵۱، ۱۳۶۳ ) می توانند تا دلشان می خواهد با دمشان گردو بشکنند! و البته برای آینده برنامه ریزی کند و شکرگزار باشند.

متولدین سال گاو ( ۱۳۱۶، ۱۳۲۸، ۱۳۴۰، ۱۳۵۲، ۱۳۶۴ )، سال ببر ( ۱۳۱۷، ۱۳۲۹، ۱۳۴۱، ۱۳۵۳، ۱۳۶۵ ) ، سال گربه ( ۱۳۱۸، ۱۳۳۰، ۱۳۴۲، ۱۳۵۴، ۱۳۶۶ ) ، سال اسب ( ۱۳۱۹، ۱۳۳۱، ۱۳۴۵، ۱۳۵۷، ۱۳۶۹ ) ، سال خروس ( ۱۳۱۲، ۱۳۲۴، ۱۳۳۶، ۱۳۴۸، ۱۳۶۰ ) و سال خوک ( ۱۳۱۴، ۱۳۲۶، ۱۳۳۸، ۱۳۵۰ و ۱۳۶۲ ) هم سال خوبی در پیش دارند با کار زیاد و مشکلاتی که در اسرع وقت به سامان می رسند.

متولدین سال اژدها ( ۱۳۱۹، ۱۳۳۱، ۱۳۴۳، ۱۳۵۵ و ۱۳۶۷ ) ممکن است امسال بی پول شوند.

متولدین سال مار ( ۱۳۲۰، ۱۳۳۲،۱۳۴۴، ۱۳۵۶، ۱۳۶۸ ) بهتر است منتظر سال بهتری باشند.

متولدین سال بز ( ۱۳۲۲، ۱۳۳۴، ۱۳۴۶، ۱۳۵۸ ، ۱۳۷۰ )، میمون ( ۱۳۲۳، ۱۳۳۵، ۱۳۴۷، ۱۳۵۹، ۱۳۷۱ ) و سگ ( ۱۳۲۵، ۱۳۳۷، ۱۳۴۹، ۱۳۶۱، ۱۳۷۳ ) باید احتیاط پیشه کنند و مواظب دخل و خرج و خانواده شان باشند.

افراد سرشناس متولد سال خوک

گفته اند خوک هرگز محتاج نخواهد شد. بنابراین عجیب نیست اگر میلیاردهای سرشناسی چون راکفلر، فورد اول و روچیلد اول و یا حتی سن ایگناتیوس لویلا بانی فرقه یسوعی متولد سال خوک باشند.

از اهل قلم و فرهنگ فدريکو گارسیا لورکا شاعر اسپانیایی که به دست فاشیست های طرفدار ژنرال فرانکو کشته شد و فرانسواز ساگان نویسنده فرانسوی و همین طور دکتر آلبرت شوایتزر نیکوکار و انسان دوست نامدار نیز از متولدین سال خوک اند.

هانری هشتم و بیسمارک صدراعظم آلمان متولدین بدنام سال خوک اند. کمی عجیب است، ولی فیلد مارشال مونتگمری، مارشال سرشناس دوران جنگ جهانی دوم و اولیور کرامول هم متولد سال خوک اند.

دیگر متولدین سرشناس سال خوک پاسکال، مادام مانتنون و لوکوز بوزیه هستند.

آیین های ما

در کتاب شازده کوچولو، روباه در پاسخ به سئوال شازده کوچولو در باره آیین گفت: این هم چیزی است بسیار فراموش شده، چیزی است که باعث می شود روزی با روزهای دیگر و ساعتی با ساعت های دیگر فرق پیدا کند.

آیین های زیبای نوروز باستانی ایرانیان و گاه شماری ای که صدها سال است در باورهای مردم این سرزمین جای دارد، آیین هایی است که حتی وقتی آن را قبول نداشته باشیم هم چیزی از عزت و عظمتش کاسته نمی شود.

خوک آخرین حلقه دوازده گانه سال هاست و در بطن خود زندگی دو باره با تمام شور و شرش را دارد. هرچه تلخی و نگرانی و اصظراب در سال های بز و میمون و خروس و سگ وجود داشت در سال خوک جایش را به آرامش و شادی و راحتی می دهد.
|+|
نوشته شده توسط حسام در سه شنبه 1386/01/07 و ساعت 6:25 بعد از ظهر
اس ام اس نصفه شب 
این اس ام اس ها از ساعت ۱۲ شب به بعد ارسال می شود

پا شو سرت از رو متکا افتاده پايين .

مشترک گرامي اين اس ام اس به منظور بيدار کردن شما مي باشد لطفا لبخند بزنيد

ميگم پاشو يه چند تا اس ام اس بفرستيم اينور اونور مردمو بيدار کنيم . خيلي حال ميده.

ببين عزيز دلم پاشو.............اگه پا نشي قهر ميکنما.........................خب دلم برات تنگ شده.......جون من پاشو..........پاشدي...................افرين عزيزم................حالا که پاشدي ماچم کن بگير بکپ

سلام .... تو رو خدا ببخش...نمي‌خواستم اين موقع شب بيدارت كنم ..... واقعاً ببخش....سعي كن دركم كني ... من موبايلم گم شده زنگ بزن به گوشيم تا ببينم كجاست .شرمنده‌ام

ميگن هاچ زنبور عسل کنتاک کرده از خونه فرار کرده . مامانش گفت بت بگم اگه هاچ اومد در خونتون راش نده .

سلام. ببخشيد بد موقع مزاحم شدم!، راستش را بخواهيد يه سوالي داشتم خيلي وقت بود ذهنم را مشغول کرده بود، مي خواستم بپرسم ... مي خواستم... اصلا ولش کن. بزار براي بعد، خب؟!!

خوش حالم که خوابي عزيزم

چون اگه بيدار بودي و مي دونستي از دلتنگي تو خوابم نمي بره حتما خوابت نمي برد
|+|
نوشته شده توسط حسام در چهارشنبه 1386/01/01 و ساعت 8:37 بعد از ظهر
نگاهی کوتاه به تار یخچه سفره هفت سین 
این سفره در دوران باستان """هفت شین""" (شهد، شکر، شیرینی، شراب، شببو، شالین، شبدر) بوده است اما در پی ممنوعیت شراب در ایران در قرن ۳ هجری این هفت «سین» بود که جای هفت شین را گرفت، در اصل هفت شین ثابت بود اما هفت سین تقریبآ هر چیزی که از نظر مردم خوش یمین باشد و با سین شروع شود می‌تواند باشد. این سفره اجزائی دیگر هم دارد مانند آینه که نماد نور و راستی است، ماهی که نماد زندگی نیک بختی است، شمع که نماینده آتش است، گل که نماد دوستی است و کتاب که نماد دانائی است.
موبدان آدریان شوش در همان سال های اعراب هفت سین را جای گزین هفت شین کردند که هفت سین آنها عبارت بود از :سبزه: نماد خرمی و نو زیستی
سرکه: جایگزین شراب و نماد شادی (میوه درخت تاک در ایران میوه شادی خوانده میشد)
سمنو: نماد خیر و برکت
سیب: نماد مهر و مهرورزی
سیر: نگهبان سفره (در اکثر فرهنگ های آریائی برای سیر نقش محافظت کننده از شر قائل بودند)
سماق: نماد مزه زندگی
سنجد: نماد حیات و بزر حیاتعدد
هفت در همة فرهنگ‌ها و اديان عدد مقدسي است. سفرة رنگيني هم كه ايرانيان براي تحويل سال نو مي‌چينند هفت سين دارد كه همگي جنبة نمادين دارند. سبزه اولين و شاخص‌ترين سيني است كه هر سفره‌اي به آن مزين مي‌شود. اغلب زنان ترجيح مي‌دهند سبزه را خودشان از دانه‌هاي گندم، عدس يا جو سبز كنند. به اين دليل چند روز مانده به عيد دانه‌هاي مرطوب را در سيني پهن مي‌كنند. اين‌كه سبز كردن دانه‌هاي خوردني به زنان محول مي‌شود، توجيه نمادين دارد. به‌ويژه آن‌كه آغازگر كشاورزي زنان بوده‌اند. زيرا مردان شكار مي‌رفتند و گله را براي چرا به دشت‌ها مي‌بردند، و زنان به باغباني و كشاورزي مي‌پرداختند. از سوي ديگر در فرهنگ‌هاي باستاني الهه‌هاي زايش و رويش همواره از بين زنان انتخاب شده است. با اين ذهنيت تاريخي دربارة زنان، سبز كردن سبزه توجيه اسطوره‌اي و نمادين پيدا مي‌كند. سين‌هاي بعدي سيب، سمنو، سير، سنجد، سكه و سماق هستند كه با نيت هفت‌سين خوشبختي سعادت، سيادت، سلامت، سپيدروزي، سرافرازي، سخاوت و سربلندي روي سفره‌اي حصيري يا پارچه‌اي و يا بر روي سيني بزرگي چيده مي‌شود. پيروان مذاهب مختلف كتاب مقدس خود را نيز سر سفرة هفت‌سين مي‌گذارند، مسلمانان، كليميان و زرتشتي‌ها به ترتيب قرآن، تورات و اوستا در سفرة هفت‌سينشان دارند. سفرة عيد شيريني و ميوه و آجيل و اسپند و آيينه و آب و تخم‌مرغ‌هاي رنگين هم دارد و جايي هم به ماهي قرمز و تنگ بلورش داده مي‌شود. رنگ كردن تخم‌مرغ‌ها و چيدن سفرة هفت‌سين محصول مشترك مادران و بچه‌هاست. زرتشتي‌ها در كنار هفت‌سين، سفرة هفت‌شين نيز پهن مي‌كنند و در آن شمع و شراب و شمشاد و شيريني و شير و شاهدانه و شربت مي‌گذارند. آويشن و سنجد و اسپند هم، كه پاي ثابت همة آيين‌هاي مذهبي آنهاست، در چهارگوشة سفره‌شان ديده مي‌شود. سفرة هفت‌سين چند ساعت قبل از لحظة تحويل سال پهن مي‌شود. تا آن موقع، زنان همة كارها را انجام داده‌اند و همه چيز براي آغاز سال نو مهياست. تمام اين تكاپوها براي رسيدن يك لحظه است: لحظة تحويل، كه به دنبالش بهار مي‌آيد و نشانه‌هايش را مي‌آورد. بهار با جشنوارة رنگ‌هاي شاد گل‌ها كه در دامن دشت‌ها به‌پا مي‌شود، بهار با اندام عريان درختاني كه جامة سبز به تن مي‌كنند. هر برگ و شكوفه‌اي كه جوانه مي‌زند شمعي است كه به افتخار جشن تولد طبيعت روشن مي‌شود. در ديد و بازديدهاي عيد و پذيرايي از مهمانان باز هم نقش اصلي را زنان ايفا مي‌كنند. دكتر نيك‌نام دربارة نقش زنان در مهمانداري مي‌گويد: «زرتشتيان از آن جهت نوروز را گرامي مي‌دارند كه باور دارند در ايام پيش از نوروز، ميزبانِ مهمانان ارزشمندي هستند كه روان درگذشتگان آنهاست. يعني روان همة انسان‌هايي كه از اول تا امروز بوده‌اند و درگذشته‌اند؛ زنان زرتشتي به همين دليل خانه‌تكاني مي‌كنند. تهية غذاهاي خوب و لباس‌هاي نو براي فرزندان و بقية افراد خانواده و سپس پذيرايي از مهمانان به عهدة آنهاست.» وي دربارة اين‌كه اين وظايف از كجا براي زنان تعيين شده است، مي‌گويد: «در دين زرتشتي، تقسيم وظايف در اوستا مشخص شده است. به‌ويژه آن‌كه ما به زن‌ها صفت كدبانو مي‌دهيم "كَد" يعني خانه و "بانو" يعني پادشاه، به عبارتي زنْ پادشاه خانه است و همة آنچه به امور خانواده مربوط است بر عهدة زنان است و اين نقش همچنان حفظ شده است.» دكتر وكيليان هم نوروز را جشني خانوادگي توصيف مي‌كند و مي‌افزايد: «به همين دليل همة تدارك عيد از خانه‌تكاني، سبزه سبز كردن و درست كردن شيريني و گستردن سفرة هفت‌سين با سليقه و نظر زنان انجام مي‌شود. از مهم‌ترين رسوم عيد ديد و بازديد و صلة رحم است كه بار آن به دوش زنان است. تازه مگر هر وقت مهماني وارد خانه مي‌شود، زن خانه از او پذيرايي نمي‌كند و كارها را به عهده نمي‌گيرد؟ خوب، در نوروز اين بار سنگين‌تر است و اصلاً به همين دليل است كه نوروز بدون زن بي‌معني است و لطفي ندارد. شايد بدون مردان نوروز برگزار شود اما بدون زنان هرگز.» پارسيان در تمامي روزهاي فروردين خانه‌هاي خود را چراغاني كرده و چوبهاي خوشبو مي‌سوزاندند و شمع‌ها را روشن نگاه مي‌داشتند، خونچه‌اي پهن ‌كرده و بر آن هفت چيز كه نامشان با حرف سين شروع شده باشد، مي‌گذارند (هفت سين) مانند: سبزه نمودار گلهاي زيبا و زينتي، سرسبزي و خرمي، سيب ميوه‌اي بهشتي و نماد زايش، سمنو از جوانه گندم نمود رويش و بركت و سنجد بوي برگ و شكوفه آن محرك عشق و دلباختگي است.

آينه و شمع بر سر سفره هفت سين نيز نماد نور و روشنايي و شفافيت است، معمولا تخم مرغ نيز بر سر سفره هفت سين هست كه نماد نطفه و باروري و زايش است و در اساطير ايران، جهان تخم مرغي شكل است، آسمان چون پوسته تخم مرغ و زرده‌اش نمودار زمين است، ماهي زنده نيز نماد سرزندگي و شادابي است.
|+|
نوشته شده توسط حسام در چهارشنبه 1386/01/01 و ساعت 8:13 بعد از ظهر
راز و رمزهای بازی های موجود در ویندوز 
بازی FreeCell

1- پس از اجرای بازی ، 3 کلید Ctrl+Shift+Alt را همزمان فشار دهید. سوالی از شما پرسیده میشود که از میان گزینه ها Abort را انتخاب کنید. اکنون کافی است هر کارتی را که میخواهید حرکت دهید تا پیروز میدان شوید!

2- پس از اجرای بازی ، از منوی Game روی Select Game کلیک کنید. حالا در پنجره کوچک باز شده دو عدد 1- و 2- را وارد کنید حالت های مخفی بازی نیز افزوده شود.

بازی Minesweeper

1- برای استفاده از رمز این بازی ابتدا تمامی برنامه های اجرایی را Minimize کنید یا کلأ ببندید. سپس بازی را اجرا نمایید. اکنون عبارت " xyzzy " را بدون علامت " تایپ نمایید.
سپس دو کلید Shift+Enter را همزمان فشار دهید. اکنون در صورتی که موس را روی دایره های کوچک بازی که داخلش مین وجود دارد حرکت دهید ، در گوشه بالای سمت چپ صفحه دسکتاپ ، یک پیکسلی ظاهر میشود. هر گاه پیکسل سفید باشد یعنی آن خانه مین ندارد و اگر سیاه شد یعنی حاوی مین است.

بازی Pinball

1- پس از اجرای بازی عبارت 1max را در بازی تایپ کنید تا توپ اضافی دریافت کنید.

2- پس از اجرای بازی عبارت gmax را در بازی تایپ کنید تا نیروی جاذبه را بالا ببرید.

3- پس از اجرای بازی عبارت rmax را در بازی تایپ کنید تا امتیاز خود را بالا ببرید.

4- پس از اجرای بازی عبارت hidden test را در بازی تایپ کنید تا حالت تست بازی را فعال کنید. پس از فعال شدن این حالت اخطاری را دریافت نمیکنید و میتوانید با استفاده از موس توپ را جابجا کنید.

5- پس از اجرای بازی عبارت bmax را تایپ کنید را در بازی تایپ کنید تا بازی را با یک توپ جدید شروع کنید. پس از فعال شدن این حالت اخطاری را دریافت نمیکنید ، پس از دست دادن یک توپ ، توپ جدیدی دریافت میکنید.

بازی Solitaire

1- پس از اجرای بازی 3 کلید Alt+Shift+2 را همزمان فشار دهید تا بلافاصله برنده بازی شوید!

2- پس از اجرای بازی 3 کلید Ctrl+Alt+Shift را همزمان نگه دارید ، با این کار در صورتی که 3 کارت را بیرون بکشید فقط یک کارت را بیرون کشیده اید!
|+|
نوشته شده توسط حسام در چهارشنبه 1386/01/01 و ساعت 7:55 بعد از ظهر


*
*
*
*

بزرگترین سایت جاوا اسکریپت ایران


Javascripts


border="0" ALT="Google" align="absmiddle">